خانه وبلاگ
تماس با ما
درباره وبلاگ بسم الله الرحمن الرحیم
وبلاگ به یاد روز های مهربانی وبلاگی هنری ادبی و مذهبی است این وبلاگ شامل زندگ نامه شهدای سپاه و ارتش و انسان های بزرگ است در قسمت دوم این وبلاگ همیشه پستی از متن های ادبی ،حکایات و پند اندرز و مناجات هایی است در بعضی از پست ها علاوه بر این ها شعر هایی از شاعران معروف نیز وجود دارد و موسیقی این وبلاگ مناسبتی است ولی اکثر آن را موسیقی های انقلابی تشکیل می دهد ،،،،امیدوارم مورد توجه شما قرار گیرد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
نویسنده
عليرضا
آرشیو
۱۳۸٦/۱۱/٢٧
۱۳۸٦/۱٠/۸
۱۳۸٦/۱٠/۱
دوستانی به وسعت آسمان
سوته دلان
ماشین زمان
آیات نجومی
اکرانه
فجر آفرینان
یک قلب پاک
pinky
خاطرات يک دختر دانشجو
دل و دلدار
حجاب و عفاف
خبر نگار
ساقی بده پیمانه ای
بندر پل نزدیک ترین راه آبی به قشم
گل یخ
ساعت
برگ اول
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید زین الدین

نام بلند مهدی زینالدین درسال 1338 در انبوه زمینیان درخشید و هستی آسمانیاش در خاک تجلی یافت. او در خانوادهای مذهبی و متدین متولد شد. با ورود به مدرسه و آغاز زندگی تازه، مهدی اوقا ت فراغتش را در کتابفروشی پدر میگذراند. مهدی در دوران تحصیلات متوسطهاش به لحاظ زمنیههایی که داشت با مسائل مذهبی و سیاسی آشنا شد. در مسیر مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی به دلیل نپذیرفتن شرکت اجباری در حزب رستاخیز از مدرسه اخرا ج شده بود، با تغییر رشته و علیرغم تنگنا و فشار سیاسی تحصیل را ادامه داد و رتبه چهارم را درمیان پذیرفتهشدگان دانشگاه شیراز به دست آورد اما با تبعید پدر به سقز از ادامه تحصیل منصرف شد و به شکل جدیتری فعالیت مبارزاتی را پی گرفت. پدر پس از زمانی کوتاه به اقلید فارس تبعید شد و دور از خانواده مدتی را در آنجا گذراند. با شروع مبارزات مردمی در سال 56 پدر مخفیانه به قم رفت و خانواده را نیز منتقل کرد. از آن پس مهدی به همراه پدر و جمعی دیگر در ساماندهی و پیشبردن انقلاب در شهر قم تلاشهای بسیاری کردند. با به ثمر رسیدن تلاشهای جمعی و پیروزی انقلاب، مهدی ابتدا به جهاد سازندگی و سپس با تشکیل سپاه پا سداران به این نهاد پیوست و پس از مدتی به عنوان مسؤول اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران قم فعالیتهای خود را ادامه داد. این مسؤلیت مقارن با توطئههای پیچیده و پیدرپی ضد انقلاب بود که او با توانایی، خلاقیت و مدیریت بالایی که داشت به بهترین شکل ممکن آنها را از سر گذراند و این مر حله بحرانی فعالیت سیاسی را طی کرد. هنوز نخستین شعلههای جنگ تحمیلی بر افروخته نشده بود که آقا مهدی با طی دوره آموزش کوتاه مدت نظامی همراه با یک گروه صد نفره عازم جبهههای نبرد شد و نخستین تجربه رویارویی مستقیم با دشمن را پشت سر گذاشت. او در طول دوران حضورش مسئولیت شناسایی یگانهای رزمی، مسئولیت اطلاعات و عملیات قرارگاه نصر، فرماندهی تیپ علی بن ابیطالب (ع)، فرماندهی لشگر خط شکن علی بن ابیطالب (ع) و فرماندهی لشگر 17 علی بن ابیطالب (ع) را بر عهده گرفت. سردار سرلشگر مهدی زینالدین در آبان ماه سال 1363 در حالی که به همراه برادرش مجید (مسئول اطلاعات و عملیات تیپ 2 لشگر علی بن ابیطالب) برای شناسایی منطقه عملیاتی از باختران به سمت سردشت در حال حرکت بود، با ضد انقلاب منطقه درگیر و پس از سالهای طولانی انتظار، کلید باغ شهادت را یافت و مشتاقانه به سرزمینهای ملکوتی آسمان هفتم بال گشود. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

به قدر فهم تو...
ای برادر! خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود، و به قدر ایمان تو کارگشا می شود، و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می شود، و به قدر دل امیدواران گرم می شود...... پدر می شودیتیمان را و مادر. برادر می شود محتاجان برادری را. همسر می شود بی همسر ماندگان را. طفل می شود عقیمان را. امید می شود ناامیدان را. راه می شود راه گم گشتگان را. نور می شود در تاریکی ماندگان را. شمشیر می شود رزمندگان را. عصا می شود پیران را. عشق می شودمحتاجان به عشق را....
نظرات () PermaLink ۱۳۸٦/۱٢/۳ - عليرضا
